جاده ی غریب

خرید بک لینک
دوست داشتم خیلی پول داشتم.....

یک جشن بزرگ توشهربگیرم ......

و تمام رفتگران شهردادی رو دعوت کنم..

..به همشون باخانواده یک دست غذای عالی .......یک عکس خانوادگی......ویک دست لباس عالی بدم.....

تواون جشن ازمردم بخوام که همه ی نارنجی پوش هارو گلبارون کنن......

شاید غم غربتشون کم بشه....

حس غریب#ی دارم .....

ساعتها به جاده# خیره شدم....

اما کو؟ کجام؟

دست روزگار...

ما را در سایت دست روزگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 22:30

صفحه بندی